عنوان اصلی مقاله
Prediction of Anxiety in Adolescent Girls Based on Self-Awareness and Metacognitive Beliefs: Using a Multilayer Perceptron Model
درباره این پژوهش
نوجوانی دورهای است که در آن فرد با تغییرات مهمی در بدن، هیجانها، روابط، هویت و شیوه فکر کردن روبهرو میشود. بخشی از نگرانی و اضطراب در این دوره میتواند طبیعی باشد، اما زمانی که اضطراب شدت پیدا کند یا برای مدتی طولانی ادامه یابد، ممکن است بر عملکرد تحصیلی، ارتباط با خانواده، روابط دوستانه، تصمیمگیری و کیفیت زندگی نوجوان اثر منفی بگذارد.
در این پژوهش، مریم ممبینی و بلقیس بیتمشعل به بررسی دو عامل شناختی مهم پرداختند: خودآگاهی و باورهای فراشناختی. هدف مطالعه این بود که مشخص شود این دو عامل تا چه اندازه میتوانند با اضطراب دختران نوجوان ارتباط داشته باشند و آیا میتوان از آنها برای پیشبینی سطح اضطراب استفاده کرد.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که نوجوانان همیشه نمیتوانند منبع اضطراب خود را بهروشنی تشخیص دهند. گاهی نوجوان فقط احساس میکند بیقرار، خسته، تحریکپذیر یا نگران است، بدون آنکه بداند چه افکاری این حالت را تشدید میکنند. خودآگاهی و فراشناخت میتوانند به نوجوان کمک کنند رابطه میان افکار، احساسات، بدن و رفتار خود را بهتر درک کند.
خودآگاهی در نوجوانی چیست؟
خودآگاهی به توانایی فرد برای شناخت حالتهای درونی خود اشاره دارد. نوجوان خودآگاه میتواند بهتر تشخیص دهد که چه احساسی دارد، چه افکاری در ذهنش جریان دارند، چه موقعیتهایی او را مضطرب میکنند و بدن او در هنگام فشار روانی چه واکنشی نشان میدهد.
برای مثال، یک نوجوان ممکن است پیش از ارائه کلاسی دچار تپش قلب، خشکی دهان، افکار منفی و تمایل به فرار از موقعیت شود. اگر او این نشانهها را زودتر تشخیص دهد، میتواند میان واقعیت موقعیت و برداشت اضطرابی خود تفاوت قائل شود و از راهبرد مناسبتری استفاده کند.
خودآگاهی شامل شناخت احساسات، افکار، واکنشهای جسمی، الگوهای رفتاری و محرکهای اضطراب است. نوجوانی که میتواند بگوید «وقتی احساس میکنم دیگران مرا قضاوت میکنند، ذهنم سریع به بدترین نتیجه میرسد»، یک گام مهم در جهت تنظیم هیجان برداشته است.
خودآگاهی همچنین میتواند از واکنشهای خودکار جلوگیری کند. وقتی نوجوان بدون شناخت علت احساس خود واکنش نشان میدهد، ممکن است خشمگین شود، از دیگران فاصله بگیرد، درس را کنار بگذارد یا از موقعیت فرار کند. شناخت بهتر تجربه درونی، فرصت انتخاب پاسخ مناسبتر را ایجاد میکند.
باورهای فراشناختی به چه معناست؟
فراشناخت را میتوان بهطور ساده «فکر کردن درباره فکر کردن» تعریف کرد. باورهای فراشناختی، باورهایی هستند که فرد درباره افکار، نگرانیها و توانایی کنترل ذهن خود دارد.
برای مثال، برخی نوجوانان ممکن است باور داشته باشند:
- اگر نگران نباشم، اتفاق بدی رخ میدهد؛
- نگرانی به من کمک میکند برای همه خطرها آماده باشم؛
- نمیتوانم افکارم را کنترل کنم؛
- داشتن یک فکر منفی به معنای واقعی بودن آن است؛
- باید همه افکار بد را از ذهنم حذف کنم؛
- اگر ذهنم آرام نشود، حتماً مشکلی جدی وجود دارد.
این باورها ممکن است چرخه اضطراب را طولانیتر کنند. نوجوانی که باور دارد نگرانی غیرقابلکنترل است، ممکن است با مشاهده اولین فکر اضطرابی، احساس درماندگی کند. همچنین نوجوانی که نگرانی را ضروری میداند، ممکن است ساعتها به مرور احتمالهای منفی ادامه دهد؛ زیرا تصور میکند این کار او را برای آینده آماده میکند.
باورهای فراشناختی سالمتر به نوجوان کمک میکنند متوجه شود هر فکر الزاماً واقعیت نیست، حضور یک فکر منفی خطرناک نیست و میتوان بدون جنگیدن با ذهن، توجه را به فعالیتهای مفیدتر برگرداند.
روش انجام پژوهش
این مطالعه با روش توصیفی ـ همبستگی انجام شد. شرکتکنندگان شامل ۲۱۵ دانشآموز دختر ۱۶ تا ۱۸ ساله مدارس متوسطه شهر اهواز در سال تحصیلی ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ بودند. نمونهگیری به روش خوشهای چندمرحلهای انجام شد.
برای جمعآوری اطلاعات از سه ابزار روانشناختی استفاده شد:
- پرسشنامه اضطراب بک برای سنجش شدت نشانههای اضطراب؛
- پرسشنامه پنجوجهی ذهنآگاهی برای سنجش خودآگاهی و توجه به تجربههای زمان حال؛
پرسشنامه باورهای فراشناختی برای بررسی نگرش فرد درباره نگرانی، کنترل افکار و فرایندهای شناختی.
اطلاعات با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و مدل پرسپترون چندلایه تحلیل شدند. مدل پرسپترون چندلایه نوعی شبکه عصبی مصنوعی است که برای شناسایی الگوهای پیچیده میان متغیرها به کار میرود.
یافتههای اصلی پژوهش
نتایج نشان داد میان خودآگاهی و اضطراب رابطه منفی و معناداری وجود دارد. ضریب همبستگی میان این دو متغیر منفی ۰٫۶۰ بود. این نتیجه نشان میدهد نوجوانانی که از خودآگاهی بیشتری برخوردار بودند، معمولاً اضطراب کمتری گزارش کردند.
میان باورهای فراشناختی و اضطراب نیز رابطه منفی و معناداری مشاهده شد. ضریب همبستگی این رابطه منفی ۰٫۵۳ بود. بر اساس نحوه نمرهگذاری و تفسیر پژوهش، باورهای فراشناختی سالمتر با اضطراب کمتر همراه بودند.
تحلیل رگرسیون نشان داد خودآگاهی و باورهای فراشناختی در کنار یکدیگر حدود ۳۴ درصد از تفاوتهای اضطراب در میان شرکتکنندگان را توضیح میدهند. این میزان نشان میدهد عوامل شناختی مورد بررسی، سهم مهمی در شناخت اضطراب دارند، هرچند عوامل دیگری مانند شرایط خانوادگی، فشار تحصیلی، ویژگیهای شخصیتی، روابط اجتماعی و تجربههای زندگی نیز میتوانند مؤثر باشند.
نتایج مدل پرسپترون چندلایه نشان داد خودآگاهی در مقایسه با باورهای فراشناختی، قدرت پیشبینی بیشتری برای اضطراب دختران نوجوان داشت. این یافته بر اهمیت شناخت احساسات، محرکها و نشانههای اولیه اضطراب تأکید میکند.
خودآگاهی چگونه میتواند با اضطراب کمتر همراه باشد؟
خودآگاهی از چند مسیر میتواند به مدیریت بهتر اضطراب کمک کند. نخست آنکه نوجوان میتواند نشانههای اضطراب را پیش از شدت گرفتن تشخیص دهد. تشخیص زودهنگام تنش بدنی، افکار سریع، بیقراری یا اجتناب، فرصت استفاده از راهبردهای مقابلهای را فراهم میکند.
دوم آنکه خودآگاهی به تنظیم هیجان کمک میکند. نوجوانی که محرکهای هیجانی خود را میشناسد، بهتر میتواند پاسخ خود را مدیریت کند. او بهجای واکنش فوری، میتواند مکث کند، احساسش را نامگذاری کند و راهی متناسب با موقعیت انتخاب کند.
سوم آنکه خودآگاهی زمینه اصلاح افکار ناکارآمد را ایجاد میکند. نوجوان باید ابتدا متوجه الگوی فکری خود شود تا بتواند آن را بررسی کند. افکاری مانند «حتماً شکست میخورم»، «همه مرا مسخره میکنند» یا «هیچ راهی وجود ندارد» ممکن است در زمان اضطراب کاملاً واقعی به نظر برسند. شناخت این افکار امکان بازبینی و متعادلسازی آنها را فراهم میکند.
چهارم آنکه خودآگاهی میتواند احساس کنترل درونی را افزایش دهد. نوجوان وقتی میبیند میتواند افکار و هیجانهایش را بشناسد و برای مدیریت آنها اقدامی انجام دهد، کمتر احساس درماندگی خواهد کرد.
باورهای فراشناختی چگونه اضطراب را تشدید یا تعدیل میکنند؟
باورهای فراشناختی تعیین میکنند نوجوان چگونه با افکار اضطرابی برخورد کند. اگر فرد باور داشته باشد نگرانی غیرقابلکنترل و خطرناک است، ممکن است با ظهور هر فکر منفی، اضطراب بیشتری تجربه کند.
از سوی دیگر، باور مثبت افراطی درباره نگرانی نیز میتواند مشکلساز باشد. برخی نوجوانان تصور میکنند نگرانی مداوم به آنها کمک میکند اشتباه نکنند یا برای تمام اتفاقها آماده باشند. این نگرش ممکن است چرخه نگرانی را حفظ کند و فرصت استراحت ذهنی را از بین ببرد.
کمبود اعتماد شناختی نیز اهمیت دارد. نوجوانی که به حافظه، تصمیمگیری یا توانایی ذهنی خود اعتماد ندارد، ممکن است بارها کارها را بررسی کند، دائماً از دیگران اطمینان بخواهد یا از تصمیم گرفتن اجتناب کند.
در مداخلات روانشناختی، هدف حذف همه افکار منفی نیست. هدف آن است که نوجوان یاد بگیرد افکار را بهعنوان رویدادهای ذهنی مشاهده کند، اعتبار آنها را بررسی کند و بهجای پیروی خودکار از آنها، پاسخ انعطافپذیرتری انتخاب کند.
کاربردهای پژوهش برای نوجوانان و خانوادهها
این مطالعه نشان میدهد آموزش مهارتهای خودآگاهی و اصلاح باورهای ناکارآمد درباره ذهن میتواند در برنامههای حمایت از نوجوانان مورد توجه قرار گیرد.
برخی محورهای کاربردی عبارتاند از:
- آموزش تشخیص نشانههای جسمی و روانی اضطراب؛
- نامگذاری دقیقتر احساسات؛
- شناسایی محرکهای اضطراب؛
- ثبت افکار و موقعیتهای اضطرابآور؛
- تمرین توجه بدون قضاوت به تجربههای درونی؛
- بررسی شواهد موافق و مخالف افکار اضطرابی؛
- آموزش تفاوت میانفکر، احساس و واقعیت؛
- کاهش تلاش افراطی برای کنترل یا حذف همه افکار؛
- آموزش راهبردهای تنظیم هیجان و حل مسئله؛
- تقویت احساس توانمندی و کنترل درونی نوجوان.
والدین نیز میتوانند با پرسشهای باز به رشد خودآگاهی نوجوان کمک کنند. پرسشهایی مانند «الان دقیقاً چه احساسی داری؟»، «چه چیزی بیشتر نگرانت کرده؟» یا «بدنت در این موقعیت چه واکنشی نشان میدهد؟» معمولاً از جملاتی مانند «نگران نباش» یا «این که چیزی نیست» مؤثرتر هستند.
هنگامی که احساس نوجوان نادیده گرفته میشود، ممکن است او بیشتر از تجربه درونی خود فاصله بگیرد. در مقابل، شنیدن بدون قضاوت به نوجوان کمک میکند احساسات خود را بهتر بشناسد و درباره آنها صحبت کند.
کاربردهای پژوهش برای متخصصان و محیطهای آموزشی
نتایج پژوهش میتواند در طراحی برنامههای مدرسهای و بالینی مورد استفاده قرار گیرد. برنامههای پیشگیری از اضطراب میتوانند ترکیبی از آموزش ذهنآگاهی، تنظیم هیجان، بازسازی شناختی و مهارتهای فراشناختی باشند.
برای مثال، در جلسات آموزشی میتوان به نوجوانان کمک کرد:
- افکار اضطرابی را شناسایی کنند؛
- نگرانی مفید و نگرانی تکراری را از هم جدا کنند؛
- رابطه میان فکر، احساس و رفتار را درک کنند؛
- افکار را بدون واکنش فوری مشاهده کنند؛
- برداشتهای فاجعهساز را بازبینی کنند؛
- راهبردهای آرامسازی و توجهآگاهی را تمرین کنند.
این آموزشها میتوانند در جلسات فردی، کارگاههای نوجوان، برنامههای مدرسه یا آموزش والدین ارائه شوند.
محدودیتهای پژوهش
این مطالعه از نوع همبستگی است؛ بنابراین نمیتوان نتیجه گرفت که افزایش خودآگاهی بهتنهایی علت کاهش اضطراب است. یافتهها فقط نشان میدهند این متغیرها با یکدیگر ارتباط دارند.
دادهها نیز با پرسشنامههای خودگزارشی جمعآوری شدهاند و احتمال دارد پاسخها تحت تأثیر برداشت شخصی، تمایل به ارائه تصویر مطلوب یا میزان شناخت شرکتکنندگان از خود قرار گرفته باشند.
همچنین نمونه پژوهش فقط شامل دختران ۱۶ تا ۱۸ ساله شهر اهواز بوده است. تعمیم یافتهها به پسران نوجوان، گروههای سنی دیگر یا مناطق فرهنگی متفاوت باید با احتیاط انجام شود.
متغیرهایی مانند وضعیت اقتصادی، روابط خانوادگی، دسترسی به خدمات روانشناختی، تجربه رویدادهای استرسزا و ویژگیهای شخصیتی نیز ممکن است بر اضطراب اثر بگذارند و در این پژوهش بهطور کامل بررسی نشدهاند.
جمعبندی
این پژوهش نشان میدهد خودآگاهی و باورهای فراشناختی دو عامل مهم در شناخت اضطراب دختران نوجوان هستند. نوجوانی که بتواند احساسات، افکار، محرکها و نشانههای بدنی خود را بهتر تشخیص دهد، احتمالاً آمادگی بیشتری برای مدیریت موقعیتهای اضطرابآور خواهد داشت.
همچنین اصلاح باورهایی مانند «نمیتوانم افکارم را کنترل کنم»، «هر فکر منفی حتماً واقعی است» یا «برای پیشگیری از خطر باید دائماً نگران باشم» میتواند به کاهش چرخه نگرانی کمک کند.
پیام اصلی پژوهش این است که نوجوانان میتوانند یاد بگیرند رابطه متفاوتی با افکار و احساسات خود داشته باشند. هدف، حذف کامل اضطراب نیست؛ بلکه افزایش توانایی شناخت، تحمل و مدیریت آن است. این رویکرد میتواند به رشد اعتماد، انعطافپذیری روانی و عملکرد بهتر نوجوان در زندگی تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی کمک کند.
مشخصات انتشار
نویسندگان: مریم ممبینی و بلقیس بیتمشعل
نشریه: Hospital Practices and Research
سال انتشار: ۲۰۲۵
جلد و شماره: جلد ۱۰، شماره ۲
صفحات: ۶۸۳ تا ۶۹۰
شناسه DOI: 10.30491/hpr.2025.506614.1470