عنوان اصلی مقاله
Predicting Anxiety in Female Students Based on Mindfulness and Social Self-Efficacy: A Multilayer Perceptron Model
درباره این پژوهش
اضطراب یکی از مسائل مهم سلامت روان در دوره نوجوانی است و میتواند بر یادگیری، عملکرد تحصیلی، روابط دوستانه، ارتباط با خانواده و احساس رضایت نوجوان از زندگی اثر بگذارد. نوجوانان در این دوره با تغییرات جسمی، هیجانی، شناختی و اجتماعی متعددی روبهرو میشوند. فشارهای تحصیلی، نگرانی درباره آینده، مقایسه با دیگران، ترس از قضاوت شدن، مشکلات ارتباطی و انتظارات محیطی ممکن است تجربه اضطراب را در برخی نوجوانان تشدید کند.
در این پژوهش، مریم ممبینی و بلقیس بیتمشعل به بررسی دو متغیر مهم پرداختند که میتوانند در شناخت و پیشبینی اضطراب دختران نوجوان نقش داشته باشند: ذهنآگاهی و خودکارآمدی اجتماعی. هدف اصلی مطالعه این بود که مشخص شود آیا میزان ذهنآگاهی نوجوان و احساس توانمندی او در موقعیتهای اجتماعی میتواند با شدت اضطراب او ارتباط داشته باشد یا خیر.
اهمیت این موضوع در آن است که اضطراب نوجوان تنها به احساس نگرانی محدود نمیشود. اضطراب شدید یا مداوم ممکن است تمرکز، تصمیمگیری، انعطافپذیری ذهنی و توانایی حل مسئله را کاهش دهد. نوجوان مضطرب ممکن است از حضور در جمع، صحبت کردن، درخواست کمک، برقراری دوستی یا شرکت در فعالیتهای مدرسه اجتناب کند. به همین دلیل، شناخت عوامل مرتبط با اضطراب میتواند به طراحی آموزشها و مداخلات دقیقتر برای نوجوانان کمک کند.
ذهنآگاهی در این پژوهش به چه معناست؟
ذهنآگاهی به توانایی فرد برای توجه به تجربههای زمان حال، شناخت افکار و احساسات و مشاهده آنها بدون قضاوت شتابزده اشاره دارد. نوجوانی که از ذهنآگاهی بیشتری برخوردار است، میتواند بهتر تشخیص دهد که در یک موقعیت خاص چه احساسی دارد، چه افکاری از ذهنش عبور میکنند و بدن او چگونه به فشار روانی پاسخ میدهد.
برای مثال، نوجوان ممکن است پیش از یک امتحان متوجه افزایش ضربان قلب، تنش عضلانی یا افکار منفی شود. آگاهی از این نشانهها میتواند به او کمک کند پیش از آنکه اضطراب شدت پیدا کند، از راهکارهایی مانند تنفس آرام، توجه به لحظه حال، بازبینی افکار یا صحبت با یک فرد امن استفاده کند.
ذهنآگاهی به معنای حذف کامل افکار یا احساسات ناخوشایند نیست. هدف آن است که نوجوان بتواند بدون درگیر شدن کامل با افکار اضطرابی، آنها را تشخیص دهد و پاسخ آگاهانهتری انتخاب کند. چنین مهارتی میتواند با تنظیم بهتر هیجان و کاهش واکنشهای عجولانه همراه باشد.
خودکارآمدی اجتماعی چیست؟
خودکارآمدی اجتماعی به باور فرد درباره توانایی خود برای حضور مؤثر در موقعیتهای اجتماعی گفته میشود. این مفهوم شامل اعتماد نوجوان به توانایی خود در برقراری ارتباط، شروع گفتوگو، بیان نظر، درخواست کمک، حل تعارض و کنار آمدن با موقعیتهای بینفردی است.
نوجوانی که خودکارآمدی اجتماعی بالاتری دارد، معمولاً احساس میکند میتواند در جمع حضور پیدا کند، با دیگران گفتوگو کند و در صورت روبهرو شدن با مشکل، راهی برای مدیریت شرایط بیابد. در مقابل، خودکارآمدی اجتماعی پایین ممکن است با احساس ناتوانی، ترس از رد شدن، خودانتقادی، اجتناب از جمع و نگرانی درباره قضاوت دیگران همراه باشد.
به همین دلیل، خودکارآمدی اجتماعی میتواند در تجربه اضطراب نقش مهمی داشته باشد. وقتی نوجوان خود را در موقعیتهای اجتماعی ناتوان بداند، احتمال دارد موقعیتهای عادی مانند پاسخ دادن در کلاس، دوستیابی، ارائه مطلب یا صحبت با افراد جدید را تهدیدکنندهتر ارزیابی کند.
روش انجام پژوهش
این پژوهش با روش توصیفی ـ همبستگی انجام شد. جامعه مورد بررسی شامل دانشآموزان دختر دبیرستانی شهر اهواز در سال تحصیلی ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ بود. در نهایت، اطلاعات ۲۱۵ دانشآموز دختر ۱۶ تا ۱۸ ساله مورد تحلیل قرار گرفت.
برای سنجش متغیرهای پژوهش از ابزارهای استاندارد روانشناختی استفاده شد:
• پرسشنامه اضطراب بک برای بررسی شدت نشانههای اضطراب؛
• پرسشنامه پنجوجهی ذهنآگاهی برای بررسی توجه آگاهانه و بدون قضاوت به تجربههای درونی؛
• مقیاس خودکارآمدی اجتماعی ادراکشده برای بررسی میزان اعتماد فرد به تواناییهای اجتماعی خود.
دادههای بهدستآمده با روشهای آماری همبستگی، رگرسیون و مدل پرسپترون چندلایه تحلیل شدند. استفاده از مدل پرسپترون چندلایه، که نوعی شبکه عصبی مصنوعی است، به پژوهشگران امکان داد الگوی ارتباط میان متغیرها را با روشی فراتر از تحلیلهای خطی معمول بررسی کنند.
یافتههای اصلی پژوهش
نتایج نشان داد میان ذهنآگاهی و اضطراب رابطه منفی و معناداری وجود دارد. به بیان ساده، نوجوانانی که نمره ذهنآگاهی بالاتری داشتند، معمولاً اضطراب کمتری گزارش کردند. ضریب همبستگی میان ذهنآگاهی و اضطراب برابر با منفی ۰٫۶۰ بود که نشاندهنده ارتباط قابل توجه میان این دو متغیر است.
همچنین میان خودکارآمدی اجتماعی و اضطراب نیز رابطه منفی مشاهده شد. نوجوانانی که به توانایی خود در برقراری ارتباط و مدیریت موقعیتهای اجتماعی اعتماد بیشتری داشتند، سطح پایینتری از اضطراب را گزارش کردند. ضریب همبستگی میان خودکارآمدی اجتماعی و اضطراب منفی ۰٫۵۱ به دست آمد.
نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد ذهنآگاهی و خودکارآمدی اجتماعی در کنار یکدیگر میتوانند بخشی از تفاوتهای موجود در اضطراب نوجوانان را توضیح دهند. بر اساس گزارش نهایی پژوهش، خودکارآمدی اجتماعی در مدل پیشبینی، نقش برجستهتری داشت.
این یافته اهمیت مهارتهای اجتماعی را در سلامت روان نوجوانان نشان میدهد. نوجوان ممکن است از نظر علمی توانمند باشد، اما اگر در ارتباط با دیگران احساس ناتوانی کند، در موقعیتهای اجتماعی اضطراب بیشتری تجربه کند. بنابراین، کاهش اضطراب فقط از مسیر آرامسازی یا کنترل افکار نمیگذرد؛ تقویت احساس توانمندی در ارتباط با دیگران نیز اهمیت دارد.
این نتایج چه معنایی برای نوجوانان دارد؟
یافتههای پژوهش نشان میدهد دو مسیر میتوانند در حمایت از نوجوانان مورد توجه قرار گیرند. مسیر نخست، تقویت توانایی نوجوان در شناخت و مشاهده افکار و احساسات است. مسیر دوم، افزایش اعتماد او به مهارتهای ارتباطی و اجتماعی خود است.
نوجوانی که بتواند احساساتش را دقیقتر نامگذاری کند، محرکهای اضطراب را بشناسد و افکار خود را بدون قضاوت مشاهده کند، احتمالاً در برابر فشارهای روانی پاسخ سنجیدهتری خواهد داشت. همچنین نوجوانی که مهارت شروع گفتوگو، بیان خواسته، نه گفتن، درخواست کمک و حل تعارض را تمرین کرده باشد، در موقعیتهای اجتماعی احساس کنترل بیشتری خواهد کرد.
این دو توانایی میتوانند یکدیگر را تقویت کنند. ذهنآگاهی به نوجوان کمک میکند بفهمد در یک موقعیت اجتماعی چه احساسی دارد و خودکارآمدی اجتماعی به او کمک میکند برای مدیریت آن موقعیت اقدام مؤثرتری انجام دهد.
کاربردهای پژوهش برای والدین، مدارس و متخصصان
نتایج این مطالعه میتواند برای والدین، مربیان، مدارس و متخصصان سلامت روان کاربرد داشته باشد. برنامههای آموزشی نوجوانان بهتر است فقط بر کاهش نشانههای اضطراب تمرکز نکنند، بلکه مهارتهای پایهای مرتبط با ذهنآگاهی و خودکارآمدی اجتماعی را نیز تقویت کنند.
برخی محورهای قابل استفاده عبارتاند از:
• آموزش شناخت و نامگذاری احساسات؛
• تمرین توجه به نشانههای جسمی اضطراب؛
• آموزش تنفس و حضور در لحظه؛
• کاهش قضاوت منفی درباره خود؛
• تمرین گفتوگو و برقراری ارتباط؛
• آموزش حل تعارض و بیان محترمانه خواستهها؛
• تقویت توانایی درخواست کمک؛
• ایجاد تجربههای اجتماعی تدریجی و ایمن؛
• حمایت از نوجوان بدون کنترل یا سرزنش بیش از حد.
برای والدین، یکی از پیامهای مهم این پژوهش آن است که نوجوان برای رشد اعتماد اجتماعی به فرصت تمرین نیاز دارد. پاسخ دادن بهجای نوجوان، تصمیمگیری کامل برای او یا انتقاد مداوم ممکن است احساس ناتوانی را افزایش دهد. همراهی مؤثر زمانی شکل میگیرد که والد در کنار حمایت، امکان انتخاب، تجربه و یادگیری را نیز فراهم کند.
ملاحظات علمی پژوهش
این مطالعه از نوع همبستگی و مقطعی است؛ بنابراین یافتهها نشاندهنده وجود ارتباط میان متغیرها هستند و نمیتوان از آنها نتیجه گرفت که ذهنآگاهی یا خودکارآمدی اجتماعی بهتنهایی علت کاهش اضطراب بودهاند.
همچنین اطلاعات پژوهش با پرسشنامههای خودگزارشی جمعآوری شده است و ممکن است پاسخها تحت تأثیر برداشت شخصی شرکتکنندگان قرار گرفته باشند. نمونه پژوهش نیز فقط شامل دختران نوجوان شهر اهواز بوده است؛ بنابراین تعمیم نتایج به پسران، گروههای سنی دیگر یا نوجوانان مناطق مختلف باید با احتیاط انجام شود.
با وجود این محدودیتها، تعداد مناسب شرکتکنندگان، استفاده از ابزارهای معتبر و بهکارگیری تحلیلهای آماری و شبکه عصبی، این پژوهش را به مطالعهای ارزشمند در حوزه اضطراب نوجوانان تبدیل کرده است.
جمعبندی
این پژوهش نشان میدهد اضطراب نوجوانان فقط با عوامل بیرونی مرتبط نیست، بلکه نحوه توجه نوجوان به تجربههای درونی و باور او درباره تواناییهای اجتماعی خود نیز اهمیت دارد. ذهنآگاهی میتواند به نوجوان کمک کند افکار و احساساتش را بهتر بشناسد و خودکارآمدی اجتماعی میتواند احساس توانمندی او را در روابط و موقعیتهای بینفردی افزایش دهد.
توجه همزمان به این دو حوزه میتواند مسیر مناسبی برای طراحی کارگاهها، آموزشهای مدرسهای، برنامههای والدگری و مداخلات روانشناختی فراهم کند. هدف نهایی آن است که نوجوان فقط اضطراب کمتری تجربه نکند، بلکه بتواند با شناخت بیشتر، اعتماد بیشتر و انعطافپذیری بهتر در موقعیتهای دشوار حضور پیدا کند.
مشخصات انتشار
نویسندگان: مریم ممبینی و بلقیس بیتمشعل
نشریه: Jundishapur Journal of Health Sciences
سال انتشار: ۲۰۲۵
جلد و شماره: جلد ۱۷، شماره ۳
صفحات: ۱۷ تا ۲۵
شناسه DOI: 10.22118/jjhs.2025.229089