ممکن است نوجوان دوستان زیادی داشته باشد، در گروههای مدرسه فعال باشد و هر روز پیامهای زیادی دریافت کند، اما باز هم بگوید «احساس میکنم کسی من را نمیفهمد». برای بزرگسالان این جمله گاهی گیجکننده است: اگر او تنها نیست، پس چرا احساس تنهایی میکند؟ پاسخ در تفاوت میان «حضور اجتماعی» و «پیوند عاطفی» قرار دارد. تعداد آدمهای اطراف ما لزوماً کیفیت رابطه یا احساس فهمیده شدن را نشان نمیدهد.
پژوهشی طولی از آلمان که مبنای این مقاله است، به همین موضوع پرداخته و تنهایی عاطفی را از کودکی تا اوایل بزرگسالی دنبال کرده است. یافتههای مطالعه یادآوری میکنند که احساس تنهایی نوجوان ممکن است از بیرون دیده نشود و حتی والدین آن را کمتر از خود نوجوان برآورد کنند. این نکته برای خانوادهها مهم است، چون نشان میدهد مشاهده صرفِ تعداد دوستان برای فهم حال نوجوان کافی نیست.
منبع و طراحی پژوهش
مقاله «Long term patterns and risk factors of loneliness in young adults from an 18-Year longitudinal study in Germany («الگوهای بلندمدت و عوامل خطر تنهایی در جوانان؛ مطالعه طولی ۱۸ ساله در آلمان»)» در ۵ ژوئیه ۲۰۲۵ در Scientific Reports («نشریه علمی داوریشده و دسترسیآزاد از مجموعه نیچر») منتشر شد. این مطالعه سه زمان ارزیابی داشت: حدود ۴سالگی، ۱۴سالگی و ۲۲سالگی. در مرحله نهایی، دادههای طولی قابل استفاده برای ۲۲۴ جوان و خانوادههایشان در تحلیلها وجود داشت.
پژوهشگران «تنهایی عاطفی» را بهعنوان نبود رابطههای نزدیک و قابل اعتماد تعریف کردند و آن را از «تنهایی اجتماعی» یعنی نبود شبکه گسترده دوستان و آشنایان جدا دانستند. نوجوانان و جوانان درباره تنهایی خود گزارش میدادند و والدین نیز ارزیابی جداگانهای از تجربه فرزندشان ارائه میکردند.
چه یافتهای بیش از همه جلب توجه میکند؟
بیش از یکچهارم نوجوانان در حدود ۱۴سالگی تنهایی عاطفی را گزارش کرده بودند. در اوایل بزرگسالی و در دوره همهگیری، این رقم در نمونه افزایش یافت. همچنین نوجوانانی که در دوره نوجوانی احساس تنهایی داشتند، احتمال بیشتری داشت که در اوایل بزرگسالی نیز دوباره تنهایی را تجربه کنند.
یافته مهم دیگر این بود که والدین تمایل داشتند احساس تنهایی فرزندانشان را کمتر از گزارش خود نوجوان برآورد کنند. این تفاوت به این معنا نیست که والدین بیتوجهاند؛ تنهایی عاطفی میتواند بسیار درونی و پنهان باشد. نوجوان ممکن است در جمع بخندد، مدرسه برود و گفتوگو کند، اما همچنان احساس کند رابطهای ندارد که در آن بتواند واقعاً خودش باشد.
تنهایی اجتماعی و تنهایی عاطفی چه فرقی دارند؟
تنهایی اجتماعی بیشتر به کمبود شبکه ارتباطی مربوط است: نوجوان دوست یا گروه کافی ندارد یا فرصت حضور اجتماعیاش محدود است. تنهایی عاطفی اما به کیفیت رابطهها مربوط میشود. ممکن است فرد در یک گروه بزرگ عضو باشد اما هیچکس را برای گفتوگوی واقعی و امن نداشته باشد.
این تمایز به خانواده کمک میکند سؤالهای دقیقتری بپرسد. «چند تا دوست داری؟» فقط درباره تعداد اطلاعات میدهد. سؤالهایی مثل «وقتی خیلی ناراحتی با چه کسی راحتتر حرف میزنی؟»، «کنار چه کسی احساس میکنی لازم نیست نقش بازی کنی؟» یا «در جمع دوستانت بیشتر احساس انرژی میکنی یا خستگی؟» کیفیت ارتباط را بهتر نشان میدهند.
چرا والدین ممکن است تنهایی را نبینند؟
نوجوانان همیشه تجربههای خود را مستقیم بیان نمیکنند. گاهی از اینکه ضعیف به نظر برسند میترسند، گاهی تصور میکنند والدین حرفشان را جدی نمیگیرند و گاهی خودشان هم هنوز نمیتوانند حسشان را دقیق نامگذاری کنند. از طرف دیگر، فعالیت اجتماعی ظاهری میتواند والد را مطمئن کند که همهچیز خوب است.
اگر نوجوان بعد از مهمانی یا مدرسه معمولاً غمگینتر است، درباره دوستیها با ناامیدی حرف میزند، احساس میکند «هیچکس من را نمیفهمد» یا بارها از طرد شدن میترسد، بهتر است تجربه او با کنجکاوی بررسی شود. هدف تشخیص فوری نیست؛ هدف دیدن چیزی است که ممکن است پشت ظاهر اجتماعی پنهان مانده باشد.
شبکههای اجتماعی؛ ارتباط زیاد، صمیمیت نامشخص
ارتباط دیجیتال میتواند برای نوجوان منبع واقعی حمایت باشد، اما تعداد پیامها یا دنبالکنندهها تضمینکننده پیوند عاطفی نیست. گاهی نوجوان ساعتها آنلاین است اما هنوز احساس میکند رابطههایش سطحیاند یا دائماً باید تصویر خاصی از خودش ارائه دهد. در چنین شرایطی، «در ارتباط بودن» با «فهمیده شدن» یکسان نیست.
خانواده بهتر است استفاده آنلاین را فقط از زاویه زمان نبیند. میتوان پرسید: «بعد از بودن در این گروه معمولاً چه حسی پیدا میکنی؟»، «آیا کسی هست که بتوانی بدون نگرانی با او حرف بزنی؟» یا «آیا گاهی احساس میکنی برای پذیرفته شدن باید خودت را تغییر بدهی؟». این سؤالها به کیفیت تجربه مربوطاند.
رابطههای سطحی لزوماً بد نیستند، اما کافی هم نیستند
همه رابطهها قرار نیست عمیق باشند. آشناییهای مدرسه، دوستان بازی یا همتیمیها هم ارزشمندند. مشکل زمانی ایجاد میشود که نوجوان هیچ رابطهای برای اعتماد و صمیمیت نداشته باشد. بنابراین هدف والدین نباید این باشد که همه دوستیهای نوجوان را ارزیابی و رتبهبندی کنند، بلکه بهتر است به او کمک کنند نشانههای رابطه امن را بشناسد.
رابطه امن معمولاً جایی است که احترام، امکان نه گفتن، پذیرش تفاوت، رازداری منطقی و گفتوگوی دوطرفه وجود دارد. اگر نوجوان احساس کند باید برای ماندن در جمع دائماً خودش را کوچک کند یا مرزهایش را کنار بگذارد، آن رابطه ممکن است حس تعلق را کمتر، نه بیشتر کند.
مقایسه؛ یکی از مسیرهای پنهان تنهایی
دیدن تصاویر گروههای دوستانه و لحظههای خوش دیگران میتواند احساس «من بیرون ماندهام» را تشدید کند. نوجوان ممکن است لحظههای عادی و حتی خوب زندگی خودش را با بهترین بخش زندگی دیگران مقایسه کند. این مقایسه میتواند حس کمبود و تنهایی را افزایش دهد، حتی اگر در واقع رابطههایی در دسترس داشته باشد.
آموزش سواد رسانهای کمک میکند نوجوان بفهمد آنچه میبیند گزیدهای از زندگی دیگران است. در عین حال، فقط گفتن «اینستاگرام واقعی نیست» کافی نیست؛ بهتر است درباره احساسی که بعد از دیدن محتوا پیدا میکند حرف بزنیم و به او کمک کنیم الگوهای شخصی خودش را بشناسد.
والد چطور گفتوگو را شروع کند؟
شروع خوب معمولاً با جملهای خنثی و دعوتکننده است، نه بازجویی. مثلاً: «این چند روز بعد از مدرسه کمی ساکتتر به نظر میرسی؛ اگر دوست داشتی میتونم گوش کنم.» این جمله هم مشاهده را بیان میکند و هم حق انتخاب را نگه میدارد.
اگر نوجوان شروع به حرف زدن کرد، بهتر است قبل از ارائه راهحل، تجربه او را بفهمیم. جمله «تو که کلی دوست داری!» ممکن است برای والد منطقی باشد، اما میتواند احساس نوجوان را انکار کند. پاسخهایی مانند «با اینکه آدم دور و برت هست، انگار هنوز حس میکنی کسی خیلی نزدیکت نیست» نشان میدهند پیام او شنیده شده است.
چند نشانه که ارزش توجه دارند
- نوجوان بارها میگوید کسی او را نمیفهمد یا «هیچ دوست واقعی» ندارد.
- بعد از حضور در جمع، مرتب احساس خستگی، شرم یا طردشدگی دارد.
- برای پذیرفته شدن مرزهای خودش را کنار میگذارد.
- روابط آنلاین زیادی دارد اما هیچ فرد قابل اعتمادی برای گفتوگوی جدی نام نمیبرد.
- از درخواست کمک خجالت میکشد یا فکر میکند مسئلهاش برای دیگران مهم نیست.
وجود یکی از این نشانهها به معنای مشکل جدی قطعی نیست، اما میتواند دعوتی برای گفتوگوی بیشتر باشد.
مدرسه چه کاری میتواند انجام دهد؟
مدرسه میتواند فرصتهایی برای تعلق ایجاد کند که فقط به محبوبیت اجتماعی وابسته نباشند. گروههای کوچک پروژهای، فعالیتهای هنری، ورزشی یا داوطلبانه، رابطه حمایتگر با معلم و برنامههای ضدقلدری همگی میتوانند فرصت تجربه پیوند را افزایش دهند. برای بعضی نوجوانان، یک رابطه امن با یک بزرگسال مدرسه همان نقطهای است که احساس دیده شدن را تقویت میکند.
مشاور مدرسه نیز بهتر است علاوه بر سؤال درباره تعداد دوستان، کیفیت ارتباط، تجربه طردشدگی، اعتماد و استفاده از اینترنت را بررسی کند. مطالعه آلمانی نشان داد عوامل مرتبط با سلامت روان نوجوان و استفاده اجباری از اینترنت میتوانند در مسیرهای مرتبط با تنهایی نقش داشته باشند؛ بنابراین نگاه چندبعدی ضروری است.
چه زمانی کمک تخصصی مهم میشود؟
اگر احساس تنهایی شدید و مداوم است، عملکرد مدرسه یا خواب و اشتها بهطور قابل توجه تغییر کرده، نوجوان از فعالیتهای معمول کنار کشیده یا ناراحتی او فراتر از یک دوره کوتاه است، گفتوگو با متخصص میتواند کمککننده باشد. هدف این نیست که هر تنهایی را بیماری بدانیم؛ تنهایی یک تجربه انسانی است. اما وقتی طولانی و ناتوانکننده میشود، بهتر است نوجوان تنها نماند.
در چارچوب TEEN-RESET (تینریست؛ چارچوب مهارتی برای فهم و تنظیم تجربههای هیجانی نوجوان) میتوان این تجربه را از مسیر نامگذاری احساس، شناخت نیاز به تعلق و پیدا کردن مسیر حمایت بررسی کرد. گاهی نوجوان فقط نیاز دارد بتواند دقیق بگوید «من تنها نیستم، اما احساس نزدیکی ندارم». همین تفاوت، راه انتخاب حمایت مناسب را روشنتر میکند.
محدودیتهای پژوهش
این مطالعه از یک نمونه مشخص در آلمان آمده و بخشی از ارزیابیهای نهایی در دوره همهگیری انجام شده است؛ بنابراین شرایط تاریخی میتواند بر نتایج اثر گذاشته باشد. همچنین برخی روابط پیشبینیشده در نمونه اندازه متوسط بررسی شدهاند و همه عوامل احتمالی زندگی نوجوانان را پوشش نمیدهند.
با این حال، طراحی طولی ۱۸ساله و مقایسه گزارش نوجوان/جوان با ارزیابی والدین، ارزش مهمی به مطالعه میدهد. پیام اصلی برای کاربرد روزمره روشن است: تنهایی را نمیتوان فقط از روی ظاهر اجتماعی فرد تشخیص داد.
وقتی نوجوان میگوید «هیچکس من را نمیفهمد»
این جمله برای والدین گاهی اغراقآمیز به نظر میرسد، بهخصوص وقتی خانواده حضور زیادی دارد. اما بهتر است ابتدا آن را بهعنوان گزارشی از تجربه نوجوان بشنویم. ممکن است منظور او این نباشد که هیچکس واقعاً دوستش ندارد؛ ممکن است احساس کند کسی بخش خاصی از نگرانی، هویت یا رابطههایش را نمیفهمد. پاسخ فوری «ما که همیشه کنارت هستیم» نیت خوبی دارد اما میتواند بحث را ببندد. پرسش «کدام بخش بیشتر باعث میشود احساس کنی فهمیده نمیشوی؟» احتمالاً اطلاعات بیشتری میدهد.
گاهی نوجوان برای صمیمیت نیاز به زمان دارد. فشار برای اینکه «همهچیز را به من بگو» میتواند نتیجه معکوس بدهد. والد میتواند در دسترس بودنش را نشان دهد و همزمان حریم نوجوان را محترم بداند. این پیام که «لازم نیست همین الان حرف بزنی، ولی اگر خواستی من هستم» برای بعضی نوجوانان امنتر است. هدف، گرفتن اطلاعات کامل نیست؛ هدف ساختن رابطهای است که در آن کمک خواستن ممکن بماند.
تعلق را میتوان در جاهای مختلف ساخت
اگر یک گروه دوستی برای نوجوان مناسب نیست، راهحل همیشه پیدا کردن «دوست صمیمی جدید» در همان محیط نیست. تعلق میتواند در کلاس هنری، تیم ورزشی، گروه کتاب، فعالیت داوطلبانه، جمع فامیلی امن یا حتی یک جامعه آنلاین سالم شکل بگیرد. برای نوجوانی که در مدرسه همسالان همفکر کمی دارد، یک محیط دیگر ممکن است فرصت بهتری برای تجربه دیده شدن فراهم کند. خانواده میتواند به جای فشار برای اجتماعی شدن، به پیدا کردن فضاهای متناسب با علاقه و سبک شخصیتی او کمک کند.
برای نوجوانان درونگرا نیز هدف تبدیل شدن به فرد بسیار اجتماعی نیست. کیفیت رابطه مهمتر از تعداد آن است. یک یا دو رابطه قابل اعتماد میتوانند بسیار معنادار باشند. اگر نوجوان از خلوت لذت میبرد و در عین حال رابطههای امن دارد، خلوت را نباید با تنهایی آسیبزا یکی دانست. معیار مهم، تجربه خودِ نوجوان و اثر آن بر زندگی روزمره است.
چطور از «حل سریع» فاصله بگیریم؟
وقتی نوجوان از تنهایی حرف میزند، والد ممکن است فوراً پیشنهاد بدهد: «برو با فلانی دوست شو»، «در کلاس ثبتنامت میکنم» یا «گوشی را کنار بگذار». این راهحلها گاهی مفیدند، اما اگر قبل از فهم مسئله ارائه شوند ممکن است نوجوان احساس کند باز هم شنیده نشده است. بهتر است ابتدا بفهمیم تنهایی از کجا میآید: طرد شدن؟ کمبود صمیمیت؟ جابهجایی مدرسه؟ اختلاف ارزشها با جمع؟ اضطراب اجتماعی؟ هرکدام مسیر حمایت متفاوتی دارند.
یک رابطه امن همیشه رابطه همسن نیست
گاهی نوجوان در میان همسالان هنوز فردی را پیدا نکرده که بتواند به او اعتماد کند، اما با یک مربی، معلم، خاله، عمو، خواهر یا برادر بزرگتر رابطهای امن دارد. این ارتباطها هم ارزشمندند. نیاز به تعلق فقط از مسیر دوست صمیمی همسن برآورده نمیشود. وجود یک بزرگسال قابل اعتماد که شنونده باشد و نوجوان را جدی بگیرد، میتواند در دورههای گذار یا تغییر گروه دوستی نقش مهمی داشته باشد. خانواده میتواند به جای اصرار بر یک شکل خاص از رابطه، شبکه حمایت نوجوان را گستردهتر ببیند.
در عین حال، بهتر است نوجوان بهتدریج فرصت پیدا کند مهارتهای رابطه با همسالان را هم تمرین کند؛ از شروع گفتوگو و دعوت کردن تا مدیریت اختلاف و مرزبندی. اگر هر تجربه ناخوشایند اجتماعی با کنار کشیدن کامل پاسخ داده شود، فرصت یادگیری کم میشود. حمایت خوب یعنی نه نوجوان را به زور وارد جمع کنیم و نه او را در انزوا رها کنیم؛ بلکه قدمهای کوچک و متناسب با شخصیت و موقعیتش بسازیم.
جمعبندی
نوجوان ممکن است در جمع باشد، پیام بگیرد و دوستان زیادی داشته باشد، اما همچنان از نظر عاطفی احساس تنهایی کند. خانواده وقتی بهتر کمک میکند که بهجای شمارش رابطهها، کیفیت پیوند را ببیند. گوش دادن بدون انکار، پرسیدن درباره احساس فهمیده شدن و ساختن فضای امن برای کمک خواستن، از مهمترین قدمها هستند.
تنهایی همیشه نبود آدمها نیست؛ گاهی نبود یک رابطه امن و قابل اعتماد است.
جمعبندی کاربردی
مراجع
Supke, M., Hahlweg, K., Job, A.-K., et al. (2025). Long term patterns and risk factors of loneliness in young adults from an 18-Year longitudinal study in Germany. Scientific Reports, 15, 24025.
https://doi.org/10.1038/s41598-025-08842-1
لینک متن کامل مقاله:
https://www.nature.com/articles/s41598-025-08842-1